نژادپرستی

مفهوم نژادپرستی

در طول تاریخ  نژادپرستی  به موازات تغییرات اجتماعی و سیاسی در اشکال مختلف مشاهده شده است . قبل از آغاز مدرنیته  معنای “نژاد” بیشتر به طبقه ی اشراف و خاندان و طبقه ی حاکم دلالت میکرد در این دوره  “نژاد” به مفهوم اصالت طبقاب مذبور به کارگرفته میشد. در قرون 18 و 19 میلادی تحقیقات نادرست شبه علمی  (منسوخ)انسان شناسی که بر اساس مفهوم نژاد به طور سیستماتیک آغاز گردید که انسان های کشورهای مختلف و قاره ها را براساس خصوصیات فنوتیپی و فیزیولوژیکی  طبقه بندی می کرد .همزمان با این دوره واژه ی “نژاد” هم وارد ادبیات سیاسی و تاریخی شد. در نیمه ی دوم قرن 19 میلادی  مفهوم “نژاد” همراه خصوصیات تاریخی و ملی که قبلا تئوریزه شده بود با تئوری  اجتماعی  داروینیسم مرتبط گردیده و توضیح داده شد. 

بدین ترتیب در باور نظریه پردازان نژاد گرایی،تاریخ عبارت از مجادله  نژادی  بود که در آن تنها  مستعد ترین نژادها  امکان ادامه ی حیات را خواهند داشت.ازدهه 1950 تعریف ” نژاد” بر اساس عناصر فیزیولوژیکی و بیولوژیکی ـ ژنوتیپی و فنوتیپی  به دست آمده از نظریه های جوهرگرایانه که حول محور “نژاد ژنتیک” شکل گرفته ، اهمیت خودشان را از دست داده و زیر ذره بین نقادانه دانشمندان علوم اجتماعی و علوم بیولوژیک قرار گرفته است وجایش را به نگرشی داده است که نژاد را از منظری سیاسی ـ اجتماعی تعریف می کند.

داریوش آشوری درکتاب “فرهنگ سیاسی” نژادپرستی را چنین تعریف کرده است. «نژادگرایی نظریه‌ای است که میان نژاد وپدیده‌های غیرزیست شناسی مانند دین، آداب، زبان و… رابطه ایجاد کرده برخی نژادها را برتر از دیگر نژاد‌های بشری می‌شمارد. دراین نظریه، برتری نژادی مستقل از شرایط محیطی و اجتماعی رشد افراد عمل کرده و دست تقدیر برخی نژادهای بشررا برترو برخی دیگررا کهترگردانیده ‌است.»

نژاد پرستی نوع خاصی از تعصب است که بر مبنای استدلالات نادرست و عمومیت دادن برخی خصوصیات به گروهی از انسانها، به گونه‌ای غیر قابل انعطاف، شکل می‌گیرد. در نژادپرستی سیستیماتیک (نظام مند)، گروهی از انسانها به دلیل تعلق به یک قوم، ملت، نژاد، دین و یا فرهنگ ویژه، در نطام حاکم و نهادهای مربوطه ی آن، به گونه ی سیستماتیک آماج تحقیر، توهین، تجرید و تبعیض واقع شوند و از حقوق سیاسی و اجتماعی محروم می گردند.”نژادپرستی”ممکن است بر اساس تبعیض علیه یک و یا چند مشخصه “هویت نژادی” (رنگ پوست، شکل و شمایل بدن و غیره) و یا “هویت قومی”(زبان، فرهنگ، تاریخ و غیره) صورت گیرد که علایمش در رفتارهای گروهی، فردی، فرهنگی، و دولتی بروز می کند.

گروه حاکم  در قدرت  با کنترل مکانیزم های گفتمان تبعیض موقعیت های اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، نظامی و فرهنگی ـ زبانی خود را تقویت می کند. به عبارتی”نژادپرستی” ممکن است به واسطه اعمال سیاست ها و یا روال  کاری خاصی، مانع پیشرفت امور برخی از گروه ها در سطوح سازمانی بشود.نژادپرستی مانع دسترسی برابر به فرصت های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و… برای افراد متعلق به گروه  متفاوت می انجامد. گاهی از اعتقاد به اینکه نژادی برتر یا پست تر از سایرین است برای توجیه این نابرابری استفاده می شود. گاهی از اعتقاد به اینکه نژادی برتر یا پست تر از سایرین است برای توجیه این نابرابری استفاده می شود. همچنیننژادپرستی در اشکالیمثل، جوک ها یا نظرات ناراحت کننده؛ اسم گذاری ها یا آزار و اذیت های کلامی؛ آزار رساندن یا مرعوب کردن، یا نظرپردازی در رسانه ها یا به صورت آنلاین که باعث تشدید خصومت علیه گروه های خاص می شود تحقق می یابد. نژادپرستی در جدی ترین حالت خود  باعث بدرفتاری و خشونت فیزیکی می شود. بنابراین، “نژادپرستی” در تعریف نوین آن فقط به تفاوت رنگ پوست محدود نمی شود، بلکه تحقیر زبان، لهجه، فرهنگ، مذهب، عادات و سنن و غیره را هم شامل می شود.

Copyright © 2015 Arada. All Rights Reserved. By Arada